۱۳۸۸ فروردین ۱۳, پنجشنبه
۱۳۸۸ فروردین ۱, شنبه
۱۳۸۷ اسفند ۲۷, سهشنبه
۱۳۸۷ اسفند ۲۵, یکشنبه
برداشت
برداشت هایمان بر چه مبنایی درست میشوند؟
چگونه به برداشت هایمان اطمینان میکنینم؟
چگونه میتوانیم برداشت هایمان را آزمون کنیم؟
به مرز برداشت و واقعیت آگاهی داریم؟
با چه درجه ای از اطمینان از برداشت هایمان، رفتارهایمان و قضاوت هایمان را تنظیم میکنیم؟
به چه میزانی احتمال خطا در برداشت را میدهیم؟ چه خطاهای شناختی و چه خطاهای حاصل از نقص داده ها و چه خطاهای حاصل از برخورد انتخابی با داده ها؟
چگونه برداشت هایمان را تصحیح می کنیم؟
اگر دیگری ای برداشت متفاوتی از برداشت ما داشت چگونه با هم مواجهه خواهیم داشت؟
چگونه خود را از تله ی برداشت یکجانبه و قضاوت یکجانبه می رهانییم؟
ما چقدر مسئول برداشت هایمان هستیم؟ و چقدر مسئول برداشت های دیگران از خودمان هستیم؟
برداشت هایمان بر چه مبنایی درست میشوند؟
چگونه به برداشت هایمان اطمینان میکنینم؟
چگونه میتوانیم برداشت هایمان را آزمون کنیم؟
به مرز برداشت و واقعیت آگاهی داریم؟
با چه درجه ای از اطمینان از برداشت هایمان، رفتارهایمان و قضاوت هایمان را تنظیم میکنیم؟
به چه میزانی احتمال خطا در برداشت را میدهیم؟ چه خطاهای شناختی و چه خطاهای حاصل از نقص داده ها و چه خطاهای حاصل از برخورد انتخابی با داده ها؟
چگونه برداشت هایمان را تصحیح می کنیم؟
اگر دیگری ای برداشت متفاوتی از برداشت ما داشت چگونه با هم مواجهه خواهیم داشت؟
چگونه خود را از تله ی برداشت یکجانبه و قضاوت یکجانبه می رهانییم؟
ما چقدر مسئول برداشت هایمان هستیم؟ و چقدر مسئول برداشت های دیگران از خودمان هستیم؟
۱۳۸۷ اسفند ۱۴, چهارشنبه
۱۳۸۷ اسفند ۱۳, سهشنبه
۱۳۸۷ اسفند ۱۰, شنبه
دغدغه، خاطره و دلتنگی
دانشجوهای دستگیر شده و دغدغه های کوچک من
+از سولوژن
***
پژوی زرد قناری مان را فروختیم
چقدر باهاش خاطره داشتم
دلم برایش تنگ شده
دلتنگی های بزرگتر در راه است :)
***
ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
وانگه برو که رستی از نیستی و هستی
+ از وبلاگ سرزمین رویایی
+از سولوژن
***
پژوی زرد قناری مان را فروختیم
چقدر باهاش خاطره داشتم
دلم برایش تنگ شده
دلتنگی های بزرگتر در راه است :)
***
ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
وانگه برو که رستی از نیستی و هستی
+ از وبلاگ سرزمین رویایی
۱۳۸۷ اسفند ۹, جمعه
۱۳۸۷ بهمن ۱۳, یکشنبه
چپ از عدالت خواهی تا ضدیت با سرمایه داری - 1
از واژه چپ به عنوان یک عنصر هویت ساز و به عنوان برچسبی برای یک باور سیاسی یا اقتصادی معانی مختلفی برداشت می شود و در این باره توافق نظر وجود ندارد.
در ایران معاصر، واژه چپ در دورانی که به دوران اصلاحات مشهور بود (84-1378) در مورد اصلاح طلبان به کار گرفته می شد و در مقابل به اقتدارگرایان (که البته خودشان دوست داشتند دست کم به عنوان محافظه کار شناخته شوند) گفته می شد راست. شاید اطلاق عنوان محافظه کار به گروه دوم که از بسیاری جهات نادرست بوده است، همزادی لفظ راست با محافظه کار را آنطور که در غرب رایج است به دنبال داشته و از همین رو به گروه مقابل راست گفته می شد. گذشته از این مغلطه بزرگ که البته دیگر امروزچندان پایفشاری بر آن نمی شود، تصور متداول تر و جهانی تری از چپ وجود دارد که در ایران هم به همان شکل فهم می شود و البته به زعم نگارنده مناقشه برانگیز است.
در ایران هواداران این خوانش از چپ، معمولاً هویتی برای خود درست می کنند که به گفته خود آنها عدالت خواه است و از این راه با سرمایه داری سر مخالفت دارد. ابهامات فراوان و طفره از پاسخ به پرسشهایی اساسی و عملی در مورد ماهیت اندیشه های آنها و اینکه با این اندیشه ها قرار است در عمل چه سازمان اجتماعی و سیاسی ترتیب داده شود که بتواند جای نظام سرمایه داری را پر کند، خصوصیت مهم کسانیست که خود را در ایران چپ می خوانند. این در حالیست که میان اندیشه چپ به مفهوم عدالت خواهی و به مفهوم سوسیالیسم (و بنابراین ضدیت با سرمایه داری) تفاوت آشکاری وجود دارد؛ تفاوتی که چپگرایان در ایران سعی در نادیده گرفتن آن دارند.
فروپاشی بلوک شرق تلنگر بزرگی بر نظام فکری سوسیالیسم بود. در ایران از حوالی انقلاب مشروطه که ایدئولوژی کمونیسم و سوسیالیسم از همسایه شمالی به ایران سرایت کرد تا زمانی که با فروپاشی شوروی سازمانها و جریانهای سوسیالیستی و کمونیستی در ایران رو به زوال نهادند، کسانی که خود را با هویت چپ معرفی می کردند، ابایی از این نداشتند که خود را حامی مارکسیسم، سوسیالیسم و یا کمونیسم معرفی کنند و به صراحت زمینه اشتراک فکری خود را در مخالفت با سرمایه داری جستجو می کردند. در آن زمان که هنوز مدلهای حکومتی سوسیالیستی در گوشه گوشه جهان بر سر کار بودند، چپ ها معمولا خود را به یکی از آنها مرتبط می کردند. گروهی طرفدار شوروی بودند، گروهی مشی مائو در چین را می پسندیدند و عده ای هم که نمی توانستند با هیچ یک کنار بیایند، آلبانیست می شدند و از انور خوجه حمایت می کردند. پس از سقوط شوروی و گرایش چین به سرمایه داری و عمیق شدن غیر قابل انکار شکاف توسعه میان کشورهای باقی مانده در بلوک شرق (کره شمالی، ویتنام، لائوس و کوبا)، دیگر برای جریان چپ مثالی واقعی و قابل دفاع از حکومت و جامعه مورد نظر ایشان باقی نمانده بود. سوسیالیسم به عنوان نظامی اقتصادی که مالکیت فردی و تلاش برای کسب سود از سرمایه در فعالیتهای اقتصادی را نفی می کرد، شکست خورده بود و حالا چپها به خصوص در کشورهای جهان سوم می باید تلاش می کردند تا آرمان عدالتخواهی را با ابزارهای متفاوتی دنبال کنند.
این راهی نبود که در غرب طی نشده باشد. حتی زمانی که بلوک شرق به ساختن جامعه آرمانی مورد نظر سوسیالیسم افتخار می کرد، در غرب عدالت خواهانی که از واقعیتهای دردناک حکومتهای نالایق و مستبد بلوک شرق اگاهی داشتند با مشی آنها به لحاظ فکری خداحافظی کرده بودند. آنها حال به سوسیال دموکراسی پایند شده بودند که گرایشی تعدیل شده در نظام سرمایه داری بود. در غرب چپ سالهاست که به این معنی درک می شود.
عدالتخواهی در جهان سوم، بی آنکه نقدی جدی به سوسیالیسم بلوک شرق کرده باشد، ناگهان با فروپاشی آن مواجه شد و به ناچار به نسخه غربی چپ گرایی که همان سوسیال دموکراسی بود روی آورد؛ بی آنکه از علاقه پیشین خود به سوسیالیسم رو گردانده باشد. به این ترتیب ما امروز در جهان سوم (بهتر است بدون اطلاع کافیاین موضوع را به فراتر از ایران که اطلاع کافی از آن ندارد تعمیم ندهم) با چپگرایانی روبرو هستیم که هم طرفدار سوسیالیسم و مخالف سرمایه داری هستند و هم خود را حامی سوسیال دموکراسی می خوانند. در حالی که سوسیال دموکراسی آشکارا شیوه ایست در تقابل با سوسیالیسم.
در ایران معاصر، واژه چپ در دورانی که به دوران اصلاحات مشهور بود (84-1378) در مورد اصلاح طلبان به کار گرفته می شد و در مقابل به اقتدارگرایان (که البته خودشان دوست داشتند دست کم به عنوان محافظه کار شناخته شوند) گفته می شد راست. شاید اطلاق عنوان محافظه کار به گروه دوم که از بسیاری جهات نادرست بوده است، همزادی لفظ راست با محافظه کار را آنطور که در غرب رایج است به دنبال داشته و از همین رو به گروه مقابل راست گفته می شد. گذشته از این مغلطه بزرگ که البته دیگر امروزچندان پایفشاری بر آن نمی شود، تصور متداول تر و جهانی تری از چپ وجود دارد که در ایران هم به همان شکل فهم می شود و البته به زعم نگارنده مناقشه برانگیز است.
در ایران هواداران این خوانش از چپ، معمولاً هویتی برای خود درست می کنند که به گفته خود آنها عدالت خواه است و از این راه با سرمایه داری سر مخالفت دارد. ابهامات فراوان و طفره از پاسخ به پرسشهایی اساسی و عملی در مورد ماهیت اندیشه های آنها و اینکه با این اندیشه ها قرار است در عمل چه سازمان اجتماعی و سیاسی ترتیب داده شود که بتواند جای نظام سرمایه داری را پر کند، خصوصیت مهم کسانیست که خود را در ایران چپ می خوانند. این در حالیست که میان اندیشه چپ به مفهوم عدالت خواهی و به مفهوم سوسیالیسم (و بنابراین ضدیت با سرمایه داری) تفاوت آشکاری وجود دارد؛ تفاوتی که چپگرایان در ایران سعی در نادیده گرفتن آن دارند.
فروپاشی بلوک شرق تلنگر بزرگی بر نظام فکری سوسیالیسم بود. در ایران از حوالی انقلاب مشروطه که ایدئولوژی کمونیسم و سوسیالیسم از همسایه شمالی به ایران سرایت کرد تا زمانی که با فروپاشی شوروی سازمانها و جریانهای سوسیالیستی و کمونیستی در ایران رو به زوال نهادند، کسانی که خود را با هویت چپ معرفی می کردند، ابایی از این نداشتند که خود را حامی مارکسیسم، سوسیالیسم و یا کمونیسم معرفی کنند و به صراحت زمینه اشتراک فکری خود را در مخالفت با سرمایه داری جستجو می کردند. در آن زمان که هنوز مدلهای حکومتی سوسیالیستی در گوشه گوشه جهان بر سر کار بودند، چپ ها معمولا خود را به یکی از آنها مرتبط می کردند. گروهی طرفدار شوروی بودند، گروهی مشی مائو در چین را می پسندیدند و عده ای هم که نمی توانستند با هیچ یک کنار بیایند، آلبانیست می شدند و از انور خوجه حمایت می کردند. پس از سقوط شوروی و گرایش چین به سرمایه داری و عمیق شدن غیر قابل انکار شکاف توسعه میان کشورهای باقی مانده در بلوک شرق (کره شمالی، ویتنام، لائوس و کوبا)، دیگر برای جریان چپ مثالی واقعی و قابل دفاع از حکومت و جامعه مورد نظر ایشان باقی نمانده بود. سوسیالیسم به عنوان نظامی اقتصادی که مالکیت فردی و تلاش برای کسب سود از سرمایه در فعالیتهای اقتصادی را نفی می کرد، شکست خورده بود و حالا چپها به خصوص در کشورهای جهان سوم می باید تلاش می کردند تا آرمان عدالتخواهی را با ابزارهای متفاوتی دنبال کنند.
این راهی نبود که در غرب طی نشده باشد. حتی زمانی که بلوک شرق به ساختن جامعه آرمانی مورد نظر سوسیالیسم افتخار می کرد، در غرب عدالت خواهانی که از واقعیتهای دردناک حکومتهای نالایق و مستبد بلوک شرق اگاهی داشتند با مشی آنها به لحاظ فکری خداحافظی کرده بودند. آنها حال به سوسیال دموکراسی پایند شده بودند که گرایشی تعدیل شده در نظام سرمایه داری بود. در غرب چپ سالهاست که به این معنی درک می شود.
عدالتخواهی در جهان سوم، بی آنکه نقدی جدی به سوسیالیسم بلوک شرق کرده باشد، ناگهان با فروپاشی آن مواجه شد و به ناچار به نسخه غربی چپ گرایی که همان سوسیال دموکراسی بود روی آورد؛ بی آنکه از علاقه پیشین خود به سوسیالیسم رو گردانده باشد. به این ترتیب ما امروز در جهان سوم (بهتر است بدون اطلاع کافیاین موضوع را به فراتر از ایران که اطلاع کافی از آن ندارد تعمیم ندهم) با چپگرایانی روبرو هستیم که هم طرفدار سوسیالیسم و مخالف سرمایه داری هستند و هم خود را حامی سوسیال دموکراسی می خوانند. در حالی که سوسیال دموکراسی آشکارا شیوه ایست در تقابل با سوسیالیسم.
۱۳۸۷ بهمن ۱۱, جمعه
۱۳۸۷ بهمن ۶, یکشنبه
............
بعد از چیزهای پرت و پلا چند وقت اخیر که نوشتم، لینک زیر مناسب است!
نیازی به فکر کردن نیست، «کامنت بگذارید!»
و صفحه اصلی این سایت
بعد از چیزهای پرت و پلا چند وقت اخیر که نوشتم، لینک زیر مناسب است!
نیازی به فکر کردن نیست، «کامنت بگذارید!»
و صفحه اصلی این سایت
۱۳۸۷ بهمن ۵, شنبه
خاراندن
از خارشی ساده شروع شد، و حرکت رفت و بر گشت آرام سر انگشت ها روی پوست
پاسخی دوست داشتنی به خاریدن و حسی لذت بخش و ترغیب کننده
پوست خشک و بی رطوبت فصل زمستان باز می خارید
و هر بار تند تر و تند تر سر انگشتان حرکت میکردند
و ناخن ها لایه خشک پوست را میکروسکوپی بر میداشتند جلو می رفتند
و حسی دل غشه آور موج می زند
اول رد ناخن رو پوست افتاد و بعد سرخی پوست نمایان شد و باز بعد خراش هایی نمایان شد که به قرمزی می زد
اما خاریدن متوقف نمی شد و باز.......................................
و ناخن ها سریع تر سریع تر می رفتند و می آمدند
و پوست بیچاره دیگر نمی خارید بلکه زخم شده بود
و حس درد جای گیر میشد
..................................................
......................................................................
از خارشی ساده شروع شد، و حرکت رفت و بر گشت آرام سر انگشت ها روی پوست
پاسخی دوست داشتنی به خاریدن و حسی لذت بخش و ترغیب کننده
پوست خشک و بی رطوبت فصل زمستان باز می خارید
و هر بار تند تر و تند تر سر انگشتان حرکت میکردند
و ناخن ها لایه خشک پوست را میکروسکوپی بر میداشتند جلو می رفتند
و حسی دل غشه آور موج می زند
اول رد ناخن رو پوست افتاد و بعد سرخی پوست نمایان شد و باز بعد خراش هایی نمایان شد که به قرمزی می زد
اما خاریدن متوقف نمی شد و باز.......................................
و ناخن ها سریع تر سریع تر می رفتند و می آمدند
و پوست بیچاره دیگر نمی خارید بلکه زخم شده بود
و حس درد جای گیر میشد
..................................................
......................................................................
۱۳۸۷ بهمن ۴, جمعه
دفاع
همه این مطالب را از جاهای مختلف دزدیده ام، این موضوع طبقه بندی ها و تعاریف قدری متفاوت شاید داشته باشد اما کلیات آن یکی است.
مكانيسمهاي دفاعي
خود براي رهايي از اضطراب ناشي از عدم تامين نيازهاي نهاد، كه برآورده سازي آنها مجازات و تنبيه از سوي جامعه و وجدان را بدنبال دارد، به يك سري مكانيسمهاي دفاعي متوسل ميگردد.
انواع اضطراب
اضطراب واقعي: ابتدايي ترين شكل اضطراب بوده و ريشه در واقعيت دارد. مثل ترس از سگ و يا ترس از تصادف قريب الوقوع و يا افتادن از نردبان.
اضطراب روان رنجوري ويا نوروتيك:اضطرابهاي برخاسته از ترسهاي ناخوداگاه و چيرگي تكانه هاي نهاد بر شما(خود).نوعي اضطراب اخلاقي است كه ترس از پيامدهاي ابراز تكانه هاي نهاد پيشتر سركوب شده و يا تنبيه شده را در برميگرد.(برخورد خود ونهاد)(ترسهاي غير واقعي)
اضطراب اخلاقي: اضطراب ناشي از، تخطي از قوانين اخلاقي و اجتماعي و نقض آنها، كه به شكل احساس گناه و يا خجالت نمود مي یاد.(برخورد فرامن و نهاد)
مكانيسمهاي دفاعي از دوران خردسالي آموخته گرديده و سرانجام بصورت عادت در مي آيند. برخي از اين مكانيسمها سازنده و انطباقي و برخي ديگر مخرب و غير انطباقي ميباشند كه به آنها اشاره خواهيم كرد. استفاده افراطي و اغراق آميز از اين مكانيسمها منجر به روان رنجوري (اضطراب منتج شده ازرفتار ناهنجار كنترل بيش از حد غرايز) واختلالات رواني و شخصيتي در فرد ميگردند
مکانيسمهاي دفاعي از نظر روانکاوان نظير فرويد، جنگيتر، يونگ و ديگران داراي چند خصوصيت مختلف است
کليه مکانسيمهاي دفاعي جنبه ناخودآگاه دارند و فرد ظاهراً از فعاليت آنها در مورد رفع اضطراب آگاه نيست
مکانيسمهاي دفاعي قدرت سازگاري دارند زيرا سبب کاهش اضطراب و تنش و اثرات ناشي از آن ميگردند. و به فرد فرصت ميدهند تا خود را با عوامل نامساعد محيطي و بيروني منطبق و سازگار سازد
علا رغم قدرت سازگاري مکانيسمهاي دفاعي به عنوان تسکين دهنده موقت عمل ميکنند يعني جنبه گول زدن و فريب دادن فرد را دارند
خود براي رهايي از اضطراب ناشي از عدم تامين نيازهاي نهاد، كه برآورده سازي آنها مجازات و تنبيه از سوي جامعه و وجدان را بدنبال دارد، به يك سري مكانيسمهاي دفاعي متوسل ميگردد.
انواع اضطراب
اضطراب واقعي: ابتدايي ترين شكل اضطراب بوده و ريشه در واقعيت دارد. مثل ترس از سگ و يا ترس از تصادف قريب الوقوع و يا افتادن از نردبان.
اضطراب روان رنجوري ويا نوروتيك:اضطرابهاي برخاسته از ترسهاي ناخوداگاه و چيرگي تكانه هاي نهاد بر شما(خود).نوعي اضطراب اخلاقي است كه ترس از پيامدهاي ابراز تكانه هاي نهاد پيشتر سركوب شده و يا تنبيه شده را در برميگرد.(برخورد خود ونهاد)(ترسهاي غير واقعي)
اضطراب اخلاقي: اضطراب ناشي از، تخطي از قوانين اخلاقي و اجتماعي و نقض آنها، كه به شكل احساس گناه و يا خجالت نمود مي یاد.(برخورد فرامن و نهاد)
مكانيسمهاي دفاعي از دوران خردسالي آموخته گرديده و سرانجام بصورت عادت در مي آيند. برخي از اين مكانيسمها سازنده و انطباقي و برخي ديگر مخرب و غير انطباقي ميباشند كه به آنها اشاره خواهيم كرد. استفاده افراطي و اغراق آميز از اين مكانيسمها منجر به روان رنجوري (اضطراب منتج شده ازرفتار ناهنجار كنترل بيش از حد غرايز) واختلالات رواني و شخصيتي در فرد ميگردند
مکانيسمهاي دفاعي از نظر روانکاوان نظير فرويد، جنگيتر، يونگ و ديگران داراي چند خصوصيت مختلف است
کليه مکانسيمهاي دفاعي جنبه ناخودآگاه دارند و فرد ظاهراً از فعاليت آنها در مورد رفع اضطراب آگاه نيست
مکانيسمهاي دفاعي قدرت سازگاري دارند زيرا سبب کاهش اضطراب و تنش و اثرات ناشي از آن ميگردند. و به فرد فرصت ميدهند تا خود را با عوامل نامساعد محيطي و بيروني منطبق و سازگار سازد
علا رغم قدرت سازگاري مکانيسمهاي دفاعي به عنوان تسکين دهنده موقت عمل ميکنند يعني جنبه گول زدن و فريب دادن فرد را دارند
از اينرو روانشناسان معتقدند در مواردي تکيه برمکانسيمهاي دفاعي با سلامت فکر و روان انسان سازگار نيست زيرا موجب ميشود فرد نتواند مشکلات خود را با استعانت از ابزار عقلي و دليل و منطق حل نمايد. و سازگاري بهتري با محيط بدست آورد
استفاده مکرر و کثير از مکانيسمهاي دفاعي سبب رويگرداندن فرد از واقعيت ميگردد و امکان دسترسي روانکاو را به بيمار دشوار ميسازد
عمدهترين مکانيسمهاي دفاعي که با درجات مختلفي توسط افراد بکار ميروند شامل مکانيسمهاي زير است
پرخاشگري، والايش، همانند سازي، دليل تراشي، فرافکني، سرکوبي، عکسالعمل سازي، خودمداري، منفيگرايي، عقبنشيني، بازگشت و جابجائي
سرکوبی: انکار ناهشیار وجود چیزی که موجب اضطراب می شود. این نوعی فراموشی ناهشیار وجود چیزی است که موجب ناراحتی ما می شود و اساسی ترین و رایج ترین مکانیزم دفاعی است
انکار: انکار کردن وجود تهدید بیرونی یا رویداد آسیب زا- مثلا کسی که عزیزی رو از دست داده ممکنه با نگه داشتن وسایل اون فقدانش را انکار کنه مثلا اتاقش رو دست نخورده باقی بذاره
واکنش وارونه : نشان دادن تکانه نهاد که درست برعکس تکانه ای است که فرد را تحریک کرده است.برای مثال کسی که توسط تمایلات جنسی تهدید شده است شاید آن را وارونه کند ومبارز متعصبی علیه هرزه نگاری شود
فرافکنی : نسبت دادن تکانه ناراحت کننده به فرد دیگر، ما این نوع مکانیزم دفاعی رو زیاد به کار برده میشود، مثالش هم می تونه این باشه که فرد فکر کنه که طرف مقابل به اون حسادت می کنه درحالی که این خودشه که به اون حسادت می کنه
واپس روی : برگشتن به دوره پیشین زندگی که کمتر ناکام کننده بوده و نشان دادن رفتارهای بچگانه و وابسته ای که مشخصه آن دوران امن تر بوده است
دلیل تراشی : تعبیر متفاوت رفتار برای قابل قبول ترکردن وکمتر تهدید کننده بودن آن. و برای خوب جلوه دادن رفتار آدمی بکار میرود و فرد میکوشد مجوز مناسبی برای توجیه رفتار و کردار خود عرضه کند. مثلا کسی که از کار خود اخراج شده ممکن است با گفتن اینکه این کار در هرصورت به درد نمی خورد، خود را توجیه می کند
جابجایی : جابجا کردن تکانه های نهاد از موضوع تهدید کننده یا غیر قابل دسترس به موضوعی جایگزین که در دسترس قرار دارد، مثلا فرد ممکنه در محل کار از دست رئیس خودش عصبانی شده باشه ولی نتونه این ناراحتی رو سر رئیسش خالی کنه، وقتی می ره خونه سر زن وبچه اش خالی میکنه
والایش : تغییر دادن یا جابجا کردن تکانه های نهاد با منحرف کردن انرژی غریزی به رفتار های جامعه پسند. برای مثال، انرژی جنسی می تواند به رفتارهای هنری خلاق منحرف شده یا والایش یابد. فروید معتقد بود انواع فعالیت های انسان، مخصوصا آنهایی که ماهیت هنری دارند، جلوه هایی از تکانه های نهاد هستند که به راه های خروجی جامعه پسند منحرف شده اند
استفاده مکرر و کثير از مکانيسمهاي دفاعي سبب رويگرداندن فرد از واقعيت ميگردد و امکان دسترسي روانکاو را به بيمار دشوار ميسازد
عمدهترين مکانيسمهاي دفاعي که با درجات مختلفي توسط افراد بکار ميروند شامل مکانيسمهاي زير است
پرخاشگري، والايش، همانند سازي، دليل تراشي، فرافکني، سرکوبي، عکسالعمل سازي، خودمداري، منفيگرايي، عقبنشيني، بازگشت و جابجائي
سرکوبی: انکار ناهشیار وجود چیزی که موجب اضطراب می شود. این نوعی فراموشی ناهشیار وجود چیزی است که موجب ناراحتی ما می شود و اساسی ترین و رایج ترین مکانیزم دفاعی است
انکار: انکار کردن وجود تهدید بیرونی یا رویداد آسیب زا- مثلا کسی که عزیزی رو از دست داده ممکنه با نگه داشتن وسایل اون فقدانش را انکار کنه مثلا اتاقش رو دست نخورده باقی بذاره
واکنش وارونه : نشان دادن تکانه نهاد که درست برعکس تکانه ای است که فرد را تحریک کرده است.برای مثال کسی که توسط تمایلات جنسی تهدید شده است شاید آن را وارونه کند ومبارز متعصبی علیه هرزه نگاری شود
فرافکنی : نسبت دادن تکانه ناراحت کننده به فرد دیگر، ما این نوع مکانیزم دفاعی رو زیاد به کار برده میشود، مثالش هم می تونه این باشه که فرد فکر کنه که طرف مقابل به اون حسادت می کنه درحالی که این خودشه که به اون حسادت می کنه
واپس روی : برگشتن به دوره پیشین زندگی که کمتر ناکام کننده بوده و نشان دادن رفتارهای بچگانه و وابسته ای که مشخصه آن دوران امن تر بوده است
دلیل تراشی : تعبیر متفاوت رفتار برای قابل قبول ترکردن وکمتر تهدید کننده بودن آن. و برای خوب جلوه دادن رفتار آدمی بکار میرود و فرد میکوشد مجوز مناسبی برای توجیه رفتار و کردار خود عرضه کند. مثلا کسی که از کار خود اخراج شده ممکن است با گفتن اینکه این کار در هرصورت به درد نمی خورد، خود را توجیه می کند
جابجایی : جابجا کردن تکانه های نهاد از موضوع تهدید کننده یا غیر قابل دسترس به موضوعی جایگزین که در دسترس قرار دارد، مثلا فرد ممکنه در محل کار از دست رئیس خودش عصبانی شده باشه ولی نتونه این ناراحتی رو سر رئیسش خالی کنه، وقتی می ره خونه سر زن وبچه اش خالی میکنه
والایش : تغییر دادن یا جابجا کردن تکانه های نهاد با منحرف کردن انرژی غریزی به رفتار های جامعه پسند. برای مثال، انرژی جنسی می تواند به رفتارهای هنری خلاق منحرف شده یا والایش یابد. فروید معتقد بود انواع فعالیت های انسان، مخصوصا آنهایی که ماهیت هنری دارند، جلوه هایی از تکانه های نهاد هستند که به راه های خروجی جامعه پسند منحرف شده اند
اشتراک در:
نظرات (Atom)