Sunday، January 28، 2007
Wednesday، January 24، 2007
مهربانی، به دل بسته ی ما، مرغی است
نوشته شده توسط نفر اول در 04:44 2 نظر پیوند به این نوشته
Tuesday، January 23، 2007
وای بر آن که از اين دشت چو مجنون بگذشت
نوشته شده توسط نفر اول در 16:10 0 نظر پیوند به این نوشته
Monday، January 22، 2007
استاد [...]
"افسوس که در زمانه ما
امید به یافتن یک لحظه خوب
بیشتر از
یک وجدان راحت
باعث ناراحتی ما، یا شاید مانع آرامش ما، می شود. "
" انسان ها از یکدیگرخسته نیستند
گویا به ستوه آمده اند
"
نوشته شده توسط نفر اول در 12:12 2 نظر پیوند به این نوشته
Friday، January 19، 2007
نوشته شده توسط نفر اول در 09:51 1 نظر پیوند به این نوشته
Wednesday، January 17، 2007
Despair at the start of the century
آشفتگي، سرگشتگي، ترديد و بلاتکليفي آدم در ابتداي قرن 21 *
خلاصه اينکه دوباره يه مدته به اين فکر ميکنم که اصلا چرا زندگي ميکنم؟ هدف از زندگي چيه؟ آيا هدف از زندگي رسيدن به آرامشه؟ چقدر بايد دنبال اين آرامشه بدوييم و کي احتمالا بهش ميرسيم؟
الان، حدود يک دهه بعد از آن زمان، فکر ميکنم به نظرم زندگي ميکنيم تا به آرامش بيابيم، به آرامش برسيم!
فقط سوال و ابهام بزرگي که خيلي جدي بلافاصله خودشه نشون ميده اينه که: چقدر ديگه بايد رفت و تا کجا بايد
آيا اصلا گام برداشتنهاي ما به سمت رسيدن به آرامشه يا گاهي داريم در جا ميزنيم؟ يا نه اصلا داريم هي از رسيدن به آرامش دور و دورتر ميشيم؟
** اشکال اساسي اينه که تو درگيري با اين موضوعات، پاياننامه و گذشتن ازمهلت هاي
و اينقدر اين مزخرفات حاشيه درگيري ذهني الکي بوجود ميارن که در نهايت شايد چند صد، هزار گام از آرامش دور ميشي. همهاش هم با اين توجيه که آره اينها رو تحمل ميکنم که يه موقعي تو آينده ...
مدته طولانيايه شنيدن موسيقي زيبا به من اين حس رو ميده که به جا گذاشتن يک اثر تاثيرگذار هم ميتونه هدف نهايي، غايي، زندگي آدم باشه، در مورد فيلم سينمايي جالب و تاثيرگذار هم همينطور، البته کتاب هم، يعني به نظرم ميارزه زندگي يک آدم به بوجود آوردن يک موسيقي، فيلم و يا کتاب تاثيرگذار که باعث بشه يکي، يک جاي دنيا ميزان، مقدار شناخت و آگاهياش از خودش يا زندگي يا هر چيز ديگه يک خورده بيشتر بشه!
"در شگفتم از کسي که دنبال گم شدهاي ميگردد،
اما عمري دنبال خود گم شدهاش نميگردد" علي (ع).
و سوال همچنان باقي و اصلي
تا به کي بايد رفت
پينويسها: 1. کاش به جاي کلي مزخرفات که توي انواع مقاطع تحصيلي به خوردمون ميدادن يه ذره حرف حساب در مورد اين چيزها ميزدن، آموزش رياضي به خوره تو سرمون.
3. يدفعه براي اين پست موضوع رو خيلي جدي گرفتم، شايد، به علاوه احتمالا متن آشفته است و ترتيب منطقي شايد مناسب نباشه ولي خوب فعلا اين منم!
"The Suspended step of the Stork "
Andrew Horton
نوشته شده توسط نفر اول در 13:19 0 نظر پیوند به این نوشته
Thursday، January 11، 2007
پاي صعود
قله ي گرگ: قله اي در مسير کوهنوردي از ده تاکر،در نزديکي هاي يوش، به
سمت کياکلا در چمستان
نوشته شده توسط نفر اول در 10:56 0 نظر پیوند به این نوشته
صرافت دوباره نوشتن
وانگهي مگر همه کارهاي ديگرم دليلمند هستند! اين دو تا را فعلا دلايل اصلي بدونيد
اين اولي رو، به جز بعضي اضافات، يه موقه توي يک وبلاگ خونده بودم. دومي هم بخشي از ديالوگ يک فيلم
ميرويم ، خواسته يا ناخواسته
اما آيا از خود
اثري،
علامتي،
يادي
باقي گذاشتهايم.
" If there is some magic in this world, it must be in the attempt of understanding someone else, sharing something. Even if it is almost impossible to succeed, but who cares, the answer must be in the attempt."
Celine in Before Sunrise
وبلاگ قديمي من = نوشته هاي قديم
نوشته شده توسط نفر اول در 10:50 0 نظر پیوند به این نوشته
