بنابراین به نظر می رسه که که حفظ زبان پارسی (حالا گذشته از اینکه یه خروار لغت عربی ریختن توش) همچین شاهکاری هم نبوده و گویا عوض کردن زبان مردم کاری نیست که بشه به این راحتی انجام داد. فکر کن مثلا چه جوری عربا می خواستن مردم رو مجبور کنن پارسی حرف نزنن؟ از طریق روزنامه؟ تلوزیون؟ اینترنت؟ استراق سمع موبایل و تلفن؟ خوب ملت همون زبانشون رو استفاده می کردن فوقش مجبور بودن عربی یاد بگیرن که امورات اداریشون بگذره. پس اینجوری نیست که ما فکر می کنیم که خیلی از ملتهای اطراف ما با حمله اعراب زبانشون رو از دست دادند و عرب زبان شدند. اصولا زبان یکی از سختترین چیزهاییه که می شه عوضش کرد و یکی از شناسه های هویتی قابل اتکا در مطالعات تاریخیه. هیچکدوم از حمله های بزرگ تاریخ که توسط جمعیت کوچکی از مردم انجام شده (حمله اعراب، حمله مغول) و حتی امپراطوریهایی مثل ایران، روم-بیزانس و عثمانی که مدتی طولانی بر قلمرویی متنوع از نظر زبانی مسلط بودند نتونستند تاثیر چشمگیری بر الگوی زبانی قلمروشون داشته باشند چون نهادهایی که زبان آموزش بدن در گذشته وجود نداشتند و مردم نسل به نسل و فرد به فرد این کار رو می کردند. دین مردم رو می شد راحت عوض کرد چون موضوع خیلی حیاتی تو زندگیشون نبود ولی زبون که مردم باهاش لحظه به لحظه کار و فکر می کردند مساله دیگه ایه که به راحتی تغییر نمی کنه. زبانها در طول تاریخ مسیر تکامل رو طی می کنند و یا معمولا با مزمحل شدن اقوامی که به اون زبونها حرف می زنند و ادغامشون در جوامع بزرگتر از بین می روند (مثل سرخپوستان آمریکا که جمعیت بسیار کوچکی در برابر مهاجمان تازه وارد بودند.
نمایش پستها با برچسب نفر دوم. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب نفر دوم. نمایش همه پستها
۱۳۸۹ آبان ۴, سهشنبه
زبان عربی و حمله اعراب
همیشه به ما گفته بودن ایرانیان تنها ملتی در خاور میانه بودند که با وجود حمله اعراب زبون خودشون رو حفظ کردند و حاضر نشدند که به زبون عربی صحبت کنند. چند روز پیش داشتم تو تاریخ می خوندم که مردمان تمام سرزمینهایی که امروز در اونها عربی صحبت می شه قبل از تهاجم مسلمین هم عرب نژاد و عرب زبان بودند! البته در مورد شمال آفریقا (حد اقل در مورد مصر) می دونم که قضیه فرق داشته و مصریها تا قبل از حمله اعراب قبطی حرف می زدن که شاخه ای از مصری باستان بود. حتی بربرها در آفریقا هنوز که هنوزه زبان خودشون رو دارند که عربی نیست. ولی دست کم در شام، کنعان و بین النهرین، حتی از زمان هخامنشیان هم قبایل عرب شروع به مهاجرت به این مناطق کرده بودند و گذشته از این که می دونیم مثلا بابلی ها، اکدی ها و آشوریها سامی نژاد بودند، حتی به طور دقیقتر مردمانی عرب با زبان عربی از اون زمان شروع به سکونت در این مناطق می کنن. حتی در زمان امپراتوری روم، در سوریه به عنوان یکی از ایالتهای امپراتوری، خط و زبان عربی مورد استفاده بود.
بنابراین به نظر می رسه که که حفظ زبان پارسی (حالا گذشته از اینکه یه خروار لغت عربی ریختن توش) همچین شاهکاری هم نبوده و گویا عوض کردن زبان مردم کاری نیست که بشه به این راحتی انجام داد. فکر کن مثلا چه جوری عربا می خواستن مردم رو مجبور کنن پارسی حرف نزنن؟ از طریق روزنامه؟ تلوزیون؟ اینترنت؟ استراق سمع موبایل و تلفن؟ خوب ملت همون زبانشون رو استفاده می کردن فوقش مجبور بودن عربی یاد بگیرن که امورات اداریشون بگذره. پس اینجوری نیست که ما فکر می کنیم که خیلی از ملتهای اطراف ما با حمله اعراب زبانشون رو از دست دادند و عرب زبان شدند. اصولا زبان یکی از سختترین چیزهاییه که می شه عوضش کرد و یکی از شناسه های هویتی قابل اتکا در مطالعات تاریخیه. هیچکدوم از حمله های بزرگ تاریخ که توسط جمعیت کوچکی از مردم انجام شده (حمله اعراب، حمله مغول) و حتی امپراطوریهایی مثل ایران، روم-بیزانس و عثمانی که مدتی طولانی بر قلمرویی متنوع از نظر زبانی مسلط بودند نتونستند تاثیر چشمگیری بر الگوی زبانی قلمروشون داشته باشند چون نهادهایی که زبان آموزش بدن در گذشته وجود نداشتند و مردم نسل به نسل و فرد به فرد این کار رو می کردند. دین مردم رو می شد راحت عوض کرد چون موضوع خیلی حیاتی تو زندگیشون نبود ولی زبون که مردم باهاش لحظه به لحظه کار و فکر می کردند مساله دیگه ایه که به راحتی تغییر نمی کنه. زبانها در طول تاریخ مسیر تکامل رو طی می کنند و یا معمولا با مزمحل شدن اقوامی که به اون زبونها حرف می زنند و ادغامشون در جوامع بزرگتر از بین می روند (مثل سرخپوستان آمریکا که جمعیت بسیار کوچکی در برابر مهاجمان تازه وارد بودند.
بنابراین به نظر می رسه که که حفظ زبان پارسی (حالا گذشته از اینکه یه خروار لغت عربی ریختن توش) همچین شاهکاری هم نبوده و گویا عوض کردن زبان مردم کاری نیست که بشه به این راحتی انجام داد. فکر کن مثلا چه جوری عربا می خواستن مردم رو مجبور کنن پارسی حرف نزنن؟ از طریق روزنامه؟ تلوزیون؟ اینترنت؟ استراق سمع موبایل و تلفن؟ خوب ملت همون زبانشون رو استفاده می کردن فوقش مجبور بودن عربی یاد بگیرن که امورات اداریشون بگذره. پس اینجوری نیست که ما فکر می کنیم که خیلی از ملتهای اطراف ما با حمله اعراب زبانشون رو از دست دادند و عرب زبان شدند. اصولا زبان یکی از سختترین چیزهاییه که می شه عوضش کرد و یکی از شناسه های هویتی قابل اتکا در مطالعات تاریخیه. هیچکدوم از حمله های بزرگ تاریخ که توسط جمعیت کوچکی از مردم انجام شده (حمله اعراب، حمله مغول) و حتی امپراطوریهایی مثل ایران، روم-بیزانس و عثمانی که مدتی طولانی بر قلمرویی متنوع از نظر زبانی مسلط بودند نتونستند تاثیر چشمگیری بر الگوی زبانی قلمروشون داشته باشند چون نهادهایی که زبان آموزش بدن در گذشته وجود نداشتند و مردم نسل به نسل و فرد به فرد این کار رو می کردند. دین مردم رو می شد راحت عوض کرد چون موضوع خیلی حیاتی تو زندگیشون نبود ولی زبون که مردم باهاش لحظه به لحظه کار و فکر می کردند مساله دیگه ایه که به راحتی تغییر نمی کنه. زبانها در طول تاریخ مسیر تکامل رو طی می کنند و یا معمولا با مزمحل شدن اقوامی که به اون زبونها حرف می زنند و ادغامشون در جوامع بزرگتر از بین می روند (مثل سرخپوستان آمریکا که جمعیت بسیار کوچکی در برابر مهاجمان تازه وارد بودند.
۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه
یه فکر معمولی
داشتم به دوستی فکر می کردم که معمولا سعی می کنم باهاش وارد گفتگو نشم. دوست دارم با کسی صحبت کنم که صحبت کردن باهاش مثل شطرنج بازی کردن باشه و احتیاج به خرج کردن هوش و شنفتن به اندازه گفتن داشته باشه. اما این آدم گفتگو رو یه تک گویی می بینه که از طریقش طرف مقابل رو مجبور کنه که با ایده ها و افکارش همنظر بشه. پخته ترین واکنش به چنین نوع برخوردی به نظرم سکوت، تسلیم و پرهیز از گفتگوهای بعدیه و مهمتر از اون اینکه درس بگیری که وقتی دانسته یا نادانسته خودت به عنوان گوینده وارد چنین بازیی می شی و دیگران رو آزار می دی چه حماقت بزرگی داری مرتکب می شی.
این فکر رو برای خودم اینجوری جمعبندی می کنم که
گفتگوها اشکال و هدفهای مختلفی دارند ولی اگر هدف از یک بحث مجاب کردن طرف مقابل باشه اون گفتگو زمانی موفقیت آمیز خواهد بود که از طریقش "الف" بتونه "ب" رو جوری به فکر کردن دعوت کنه که "ب" خودش به نتیجه ای که "الف" دوست داره برسه. بی اونکه "الف" یک ریز وراجی کرده باشه و خواسته باشه نظرش رو به "ب" تحمیل کنه.
حرف تازه ای نیست می دونم. فقط شاید یادآوریش یه لطفکی داشته باشه.
این فکر رو برای خودم اینجوری جمعبندی می کنم که
گفتگوها اشکال و هدفهای مختلفی دارند ولی اگر هدف از یک بحث مجاب کردن طرف مقابل باشه اون گفتگو زمانی موفقیت آمیز خواهد بود که از طریقش "الف" بتونه "ب" رو جوری به فکر کردن دعوت کنه که "ب" خودش به نتیجه ای که "الف" دوست داره برسه. بی اونکه "الف" یک ریز وراجی کرده باشه و خواسته باشه نظرش رو به "ب" تحمیل کنه.
حرف تازه ای نیست می دونم. فقط شاید یادآوریش یه لطفکی داشته باشه.
۱۳۸۹ شهریور ۲۶, جمعه
برام جالبه که تو آمریکا ... 2
شهر ما از معدود شهرای آمریکاست که مترو داره و همه هم میگن متروش خییییلی خوبه!
بماند که این متروی خوب خیلی وقتا تاخیرای جانانه داره و ممکنه از زندگی بندازتت و پله برقیاشم خیلی وقتا خرابه و 70 - 80 پله رو باید تو سرما و گرما پیاده بری بالا و بیای پایین.
قیمت استفاده از این متروی خوب که با تمام مشکلاتش تقریبا تنها وسیله حمل و نقل عمومی قابل اتکا در شهره، بستگب به مسافتی که طی می کنی و ساعتی از شبانه روز که ازش استفاده می کنی داره. متری حساب کردنشون به درک ولی اینکه تو زمانهای ترافیک صبح و عصر گرون می شه خیلی زور داره. 7 تا 10 صبح اگه درست گفته باشم و 3 تا 7 شب بلیط تقریبا دوبرابره. با فرض اینکه فلسفه مترو اینه که حمل و نقل عمومی را گسترش بده و جای ماشیت و ترافیک رو بگیره، معنی اینکار چیه؟ دو تا پیام ممکنه داشته باشه
یا اینکه می گه هر کی می تونه ماشین بیاره و تا می تونین از مترو استفاده نکنین!
یا اینکه می گه آقاجون مجبوری از مترو استفاده کنی؟ پس دهنتو صاف می کنیم تا می تونی پول بده!
این یعنی عرضه خدمات عمومی با مکانیزم بازار اون هم در شرایط مونوپولی که فقط یه مترو وجود داره و رقابتی در کار نیست. این با روح نقش دولت در عرضه خدمات عمومی تضاد داره. آیا مردم که ساعت 5 کارشون تموم می شه باید تا 7 شب علاف بمونن تا قیمت بیاد پایین؟ یا صبح ها از 6 برن بشینن تو اداره سماق بمکن؟ فکر نمیکنم هیچ چی به جز منطق بازار بتونه این موضوعو توضیح بده.
از طرف دیگه اگر از یه حدی کمتر از مترو استفاده کنی هزینه استفاده ازش کم نمی شه. یعنی اگه یه ایستگاه بری با اینکه 8 تا بری یه قیمته! حتی اگه بری توی ایستگاه و یادت بیاد که یه چیزی جا گذاشتی و بخوای بیای بیرون بدون اینکه از مترو استفاده کرده باشی باید اون حد اقل هزینه رو که حدود 1.5 دلار باشه بدی.
و خلاصه اینکه بر عکس اروپا که با 30 - 40 دلار میشه اشتراک شبکه حمل و نقل شهری رو به صورت ماهانه خرید، تو امریکا ممکنه هزینه حمل و نقل ماهانت با اتوبوس و/یا مترو به 300 دلار هم برسه.
عجیب این ملت نجیبه و صداش در نمی آد. نه اعتصابی نه اعتراضی بیشتر مردم فکر می کنن خوب همینه که هست دیگه. لاید جور دیگه ای نمی شه باشه.
بماند که این متروی خوب خیلی وقتا تاخیرای جانانه داره و ممکنه از زندگی بندازتت و پله برقیاشم خیلی وقتا خرابه و 70 - 80 پله رو باید تو سرما و گرما پیاده بری بالا و بیای پایین.
قیمت استفاده از این متروی خوب که با تمام مشکلاتش تقریبا تنها وسیله حمل و نقل عمومی قابل اتکا در شهره، بستگب به مسافتی که طی می کنی و ساعتی از شبانه روز که ازش استفاده می کنی داره. متری حساب کردنشون به درک ولی اینکه تو زمانهای ترافیک صبح و عصر گرون می شه خیلی زور داره. 7 تا 10 صبح اگه درست گفته باشم و 3 تا 7 شب بلیط تقریبا دوبرابره. با فرض اینکه فلسفه مترو اینه که حمل و نقل عمومی را گسترش بده و جای ماشیت و ترافیک رو بگیره، معنی اینکار چیه؟ دو تا پیام ممکنه داشته باشه
یا اینکه می گه هر کی می تونه ماشین بیاره و تا می تونین از مترو استفاده نکنین!
یا اینکه می گه آقاجون مجبوری از مترو استفاده کنی؟ پس دهنتو صاف می کنیم تا می تونی پول بده!
این یعنی عرضه خدمات عمومی با مکانیزم بازار اون هم در شرایط مونوپولی که فقط یه مترو وجود داره و رقابتی در کار نیست. این با روح نقش دولت در عرضه خدمات عمومی تضاد داره. آیا مردم که ساعت 5 کارشون تموم می شه باید تا 7 شب علاف بمونن تا قیمت بیاد پایین؟ یا صبح ها از 6 برن بشینن تو اداره سماق بمکن؟ فکر نمیکنم هیچ چی به جز منطق بازار بتونه این موضوعو توضیح بده.
از طرف دیگه اگر از یه حدی کمتر از مترو استفاده کنی هزینه استفاده ازش کم نمی شه. یعنی اگه یه ایستگاه بری با اینکه 8 تا بری یه قیمته! حتی اگه بری توی ایستگاه و یادت بیاد که یه چیزی جا گذاشتی و بخوای بیای بیرون بدون اینکه از مترو استفاده کرده باشی باید اون حد اقل هزینه رو که حدود 1.5 دلار باشه بدی.
و خلاصه اینکه بر عکس اروپا که با 30 - 40 دلار میشه اشتراک شبکه حمل و نقل شهری رو به صورت ماهانه خرید، تو امریکا ممکنه هزینه حمل و نقل ماهانت با اتوبوس و/یا مترو به 300 دلار هم برسه.
عجیب این ملت نجیبه و صداش در نمی آد. نه اعتصابی نه اعتراضی بیشتر مردم فکر می کنن خوب همینه که هست دیگه. لاید جور دیگه ای نمی شه باشه.
۱۳۸۸ خرداد ۱۳, چهارشنبه
به سبک ژوپیحس یه بارم ما کلمات قصار بنویسیم!
با همه چيز در آميز و با هيچ آميخته نشو.
در انزوا پاك ماندن نه سخت است و نه با ارزش
با همه چيز در آميز و با هيچ آميخته نشو.
در انزوا پاك ماندن نه سخت است و نه با ارزش
"Extremism in the defense of liberty is no vice.
And moderation in the pursuit of justice is no virtue."
Barry Goldwater, Republican candidate of 1964 election
این متنو نمیدونم کی نوشته ولی خوشم اومد:
Barry Goldwater, Republican candidate of 1964 election
این متنو نمیدونم کی نوشته ولی خوشم اومد:
انسان آهسته آهسته عقب نشینی می کند.
هیچ کس به یک باره معتاد نمی شود،
یک باره سقوط نمی کند،
یک باره وا نمی دهد،
یک باره خسته نمی شود، رنگ عوض نمی کند، تبدیل نمی شود و از دست نمی رود .
زندگی بسیار آهسته از شکل می افتد و تکرار و خستگی، بسیار موذیانه و پاورچین رخنه می کند .
باید بسیار هشیار باشیم و نخستین تلنگر ها را، به هنگام و حتی قبل از آن که ضربه فرود آید احساس کنیم.
هرگز نباید آن روزی برسد که صبحی را با سلامی گرم و دوستانه آغاز نکنیم.
خستگی نباید بهانه ای شود برای آنکه کاری را که درست می دانیم رها کنیم و انجامش را حتی مختصری به تعویق اندازیم.
قدم اول را اگر به سوی چیز های خوب بر داریم، شک نباید کرد که قدم های بعدی را شتابان خواهیم برداشت .
ما باید تا آخرین روزهای زندگی مان که اینگونه به دشواری بر پا نگهش داشته ایم، تازه بمانیم...
اشتراک در:
پستها (Atom)